به گزارش مشرق، علی حسن حیدری فعال رسانه در تلگرام نوشت:

در تحلیل تحولات سیاسی ایران اسلامی، یکی از خطاهای رایج، تقلیل ساختار قدرت به یک فرد یا تصور فروپاشی سیستم در صورت حذف رأس هرم است. این نوع نگاه، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های نهادی باشد، بر تحلیل‌های شخص‌محور و ساده‌سازی‌شده موضوع استوار است. فهم پایداری یا تغییر در هر نظام سیاسی، نیازمند بررسی شاخص‌های عینی قدرت و سازوکارهای بازتولید آن است؛ و در مورد ایران، این شاخص‌ها نشان می‌دهد؛ که با ساختاری چندلایه، نهادمند و ریشه‌دار عقیدتی و هویتی مواجه هستیم.

نخستین مؤلفه، نهادینه‌بودن ساختار قدرت است. در ایران، اقتدار سیاسی در قالب مجموعه‌ای از نهادهای رسمی و غیررسمی توزیع شده است: نهادهای انتخابی، نهادهای انتصابی، ساختارهای امنیتی و نظامی، دستگاه قضایی و شبکه قدرتمند گسترده سیاست ساز و تصمیم گیر. این توزیع نهادی باعث می‌شود که تمرکز قدرت صرفاً در یک نقطه تعریف نشود و تداوم سیستم وابسته به کارکرد جمعی نهادها باشد، نه به حضور یک فرد خاص. تجربه تاریخی چهار دهه گذشته نیز نشان داده است که بنیادهای اصلی نظام سیاسی دچار فروپاشی یا اختلال ساختاری نشده و در مواجهه با بحران‌ها، توان تطبیق و بازسازی خود را حفظ کرده است.

دومین شاخص، پشتوانه ایدئولوژیک و هویتی نظام است. نظام‌هایی که بر پایه یک گفتمان سیاسی و انقلابی شکل گرفته‌اند، مشروعیت خود را فقط از کارآمدی اجرایی نمی‌گیرند، بلکه از روایت تاریخی، هویت جمعی و چارچوب‌های ارزشی تغذیه می‌کنند. چنین نظام‌هایی در شرایط تهدید خارجی، غالباً به انسجام درونی بیشتری می‌رسند، زیرا فشار بیرونی به تقویت همبستگی درونی می‌انجامد.

سومین مؤلفه، وجود سازوکارهای حقوقی و نهادی برای انتقال قدرت است. یکی از شاخص‌های کلیدی ثبات سیاسی، پیش‌بینی‌پذیری در فرآیند جانشینی است. در ایران، چارچوب‌های قانونی برای انتقال اقتدار تعریف شده و خلأ قدرت به صورت ساختاری پیش‌بینی نشده است. بر همین اساس، حتی در صورت بروز تغییر در رأس هرم قدرت، ساختار نهادی دچار گسست راهبردی نمی‌شود. به بیان روشن‌تر، با شهادت رهبری معظم انقلاب هیچ اتفاق راهبردی در بنیادهای اصلی نظام سیاسی رخ نخواهد داد، زیرا استمرار راهبردها به شبکه نهادی و گفتمانی متکی است نه صرفاً به یک فرد.

چهارمین عامل، ظرفیت امنیتی و بازدارندگی منطقه‌ای است. ایران طی سال‌ها شبکه‌ای از ابزارهای بازدارنده و پیوندهای منطقه‌ای ایجاد کرده که بخشی از معادله قدرت آن را تشکیل می‌دهد. این ظرفیت، یک ساختار مستمر است و تغییر در سطح رهبری لزوماً به معنای تغییر در جهت‌گیری‌های کلان امنیتی نیست، چرا که این سیاست‌ها محصول اجماع نهادی و راهبردی در سطوح مختلف تصمیم‌گیری است.

پنجمین شاخص، تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌هاست. جامعه ایران تجربه جنگ، تحریم‌های گسترده و فشارهای بین‌المللی را پشت سر گذاشته و در این فرآیند، نوعی سازگاری ساختاری شکل گرفته است. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که سیستم سیاسی و اجتماعی ایران توان عبور از شوک‌های شدید را دارد و بنیادهای اصلی آن وارد فروپاشی نمی‌شود.

برآیند این مؤلفه‌ها نشان می‌دهد که تحلیل آینده سیاسی ایران باید ساختارمحور باشد نه فردمحور. نظام‌های پیچیده، به‌ویژه آنهایی که از دل تحولات عمیق اجتماعی و انقلابی پدید آمده‌اند، معمولاً از درون خود بازتولید می‌شوند و تغییر در رأس هرم الزاماً به تغییر در بنیان‌های راهبردی نمی‌انجامد. تجربه تاریخی نیز گواه آن است که بنیادهای اصلی نظام سیاسی ایران در مواجهه با چالش‌ها پایدار مانده و استمرار خود را حفظ کرده است.

در نتیجه، هرگونه پیش‌بینی درباره تحولات ایران بدون در نظر گرفتن این شاخص‌های نهادی، ایدئولوژیک، امنیتی و اجتماعی، تحلیلی بیشتردرچارچوب جنگ شناختی خواهد بود. پایداری یک نظام سیاسی اسلامی را باید در عمق ساختارهای آن، ماهیت دینی و ارزشی جست‌وجو کرد؛ جایی که استمرار، نه بر محور یک فرد، بلکه بر شبکه‌ای از نهادها و راهبردهای تثبیت‌شده و پشتوانه مردمی براساس اعتقادی استوار است.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس